
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="0.92">
<channel>
	<title>شناخت</title>
	<link>http://shenaxt.com</link>
	<description>یک سایت دیگر با وردپرس</description>
	<lastBuildDate>Mon, 26 Sep 2011 21:58:01 +0000</lastBuildDate>
	<docs>http://backend.userland.com/rss092</docs>
	<language>fa</language>
	<!-- generator="WordPress/3.0.1" -->

	<item>
		<title>ستم‌ستیزی طبقاتی ما</title>
		<description><![CDATA[سمیه توحیدلو، دانشجوی دکترای جامعه‌شناسی دانشگاه تهران را [به طور نمادین] شلاق زده‌اند. بعد از این همه سال که دیگر خبر شلاق‌ها و اعدام‌ها ستون ثابت روزنامه‌ها و سایت‌ها شده‌اند، چرا این یکی انقدر دردآور است؟ چرا با خواندن خبرش جای شلاق را بر پشت خود احساس می‌کنیم؟ چرا موج واکنش به این یکی این [...]]]></description>
		<link>http://shenaxt.com/blog/217</link>
			</item>
	<item>
		<title></title>
		<description><![CDATA[تو نیز بعد سال‌ها از این روز به دور دست نظرخواهی انداخت و به بودن آشکار خویش و به انتهایی که در افق، آرام می‌میرد. تو نیز بعد سال‌ها از این روز جستجوگرِ «من» خواهی بود جستجوگرِ «من» و از بهانهٔ همراهِ ترس از پرسشی که پاسخش نیست از «خویش» خواهی گریخت. تو نیز بعد [...]]]></description>
		<link>http://shenaxt.com/blog/180</link>
			</item>
	<item>
		<title></title>
		<description><![CDATA[اگر این پنجره‌ها به جای دیگری گشوده می‌شد که سنگ سنگ کوچه‌های خاکی‌اش به تامل‌ام وامی‌داشت اگر این اذانِ ناقوس هر صبح فراخوان آغاز خروسان بود اگر این همسایگانِ بی‌خاطره خویشی خونیِ میانمان به یادشان بود من نیز شاعری می‌شدم که از انسان و زمین و بودن می‌گفتم]]></description>
		<link>http://shenaxt.com/blog/172</link>
			</item>
	<item>
		<title>عجیب گوش‌ندادن بلدیم!</title>
		<description><![CDATA[مقالهٔ «شکست پیشینی در نجات زبان فارسی» را در زبان فارسی منتشر کرده‌ایم. یکی آمده نوشته: «کلمه ى &#8220;ثغور&#8221; را غلط نوشتید، آقاى زبان شناس». موضوع برایم تازه نیست. برای من که تک تک نظرها و تماس‌های «زبان فارسی» را در دو سال و نیم گذشته خوانده‌ام، موضوع موضوعی هر روزه است. می‌آیند، می‌خوانند، خوششان [...]]]></description>
		<link>http://shenaxt.com/blog/153</link>
			</item>
	<item>
		<title>&#8230;</title>
		<description><![CDATA[۱ تنها نشسته در خلاء موسیقی گندمزارانِ شهریار، در باد می‌‌رقصند من کوره‌ها را می‌شمرم و پدر از آبیاریِ تاک‌ها خسته است - ۲ تنها در آن سویِ خورشید در سرزمین رود و شراب مقنیِ خویش را به گریه باز می‌خوانم و بر جداره‌یِ دنیا پتک می‌زنم - ۳ تنها با چشمانی بسته بی‌ آرزوی [...]]]></description>
		<link>http://shenaxt.com/blog/131</link>
			</item>
	<item>
		<title>&#8230;</title>
		<description><![CDATA[آواره من، که به آمدن باران ——————- و عطر چمن خاک را به خاطره می‌سپارم. بیچاره تو، که به آمدن باران ——————- و عطر لجن خویش را به خاطره می‌سپاری. دلپاره ما، که به آمدن باران ——————- و عطر وطن خاطر به خاطره می‌سپاریم. کلام و اشک هموار است. نامت کلید یگانگی‌ست. از خاطرم مرو…]]></description>
		<link>http://shenaxt.com/blog/34</link>
			</item>
	<item>
		<title>تغییر</title>
		<description><![CDATA[آخرین دقیقهٔ آخرین جلسهٔ کلاس درستی‌سنجی رسمی نرم‌افزار؛ استاد: «همهٔ مباحثی که در این درس بررسی کردیم را می‌توان در مورد سیستم‌های در حال تغییر نیز به کار برد. در واقع خیلی مهم است که ذهن خود را به بخش‌هایی که در حال تغییر هستند، معطوف نکنید و آن چیزهایی را که در سیستم ثابت [...]]]></description>
		<link>http://shenaxt.com/blog/38</link>
			</item>
	<item>
		<title>سِیر</title>
		<description><![CDATA[سردیِ نسیمی سوزناک بر سر، دلهره‌یِ بی‌دانشی و نادیدن در دل، سکوتِ ترس‌افزایِ سایه‌هایِ سخن‌چین، حسِّ حماسه‌ای حاصد، عطرِ عطشناکِ عشق. شب، شعرِ شورانگیزِ شب‌تاب را به شادی می‌نوشت که در گشوده شد. به خود گفتم: «این همان یادی‌ست که سالیانی از این پیش، بشارت خودداده بر دیده نشانده بود». زردی باران و صدای ماه، [...]]]></description>
		<link>http://shenaxt.com/blog/17</link>
			</item>
	<item>
		<title>ظهیرالدوله</title>
		<description><![CDATA[سرد بود اما زمستان نبود. جایی بود در میانه‌ی خزان با آن سردی استخوان‌سوزش. حضور مرگ، آوا از کلام‌مان گرفته بود و ما ارواحی را می‌مانستیم که به خانه‌ی خالی خویش بازگشته‌اند. نه افسوس و نه شوق زیستن؛ حقیقتِ بی‌دلیل، تکرار ناگریز یک آرزو بود و من به تعاریف خویش می‌اندیشیدم: «آیا هرگز کسی زیسته [...]]]></description>
		<link>http://shenaxt.com/blog/41</link>
			</item>
	<item>
		<title>بید مجنون</title>
		<description><![CDATA[زندگی زایش هر روزه‌ی ذکریست که خاک با خود از عمقِ زمان می‌آرد و زمان مرغک نادیده‌ی پرآوازیست که جز از عشق و خروش نغمه‌اش یک خواب است. ◻ گفته بودم که نهایت پیداست. گفته بودم که حقیقت این جاست. من نشستم که رسم تا به ابد. من دویدم که بمانم اینجا. خواهش از ظلمتِ [...]]]></description>
		<link>http://shenaxt.com/blog/78</link>
			</item>
	<item>
		<title>روز کارگر</title>
		<description><![CDATA[باز صبح اعلامیه‌ها را روی در و دیوار می‌بیند و با خوشحالی می‌گوید: «برویم تظاهرات روز کارگر!» از بالای عینک نگاهش می‌کنم و یاد همین حرفش پیش از روز زن می‌افتم. می‌گویم: «مانا جان! اینجا Maifest برگزار می‌کنند نه Maidemo. این هم مثل همان روز زنشان است که رفتیم و چیزی جز جشن و شادی [...]]]></description>
		<link>http://shenaxt.com/blog/81</link>
			</item>
	<item>
		<title>فرار از گربه و زنا با محارم</title>
		<description><![CDATA[از اواخر دهه ۱۸۵۰ میلادی که داروین نظریهٔ تکامل (فرگشت) خود را مبنی بر ایجاد تغییر در گونه‌های جانداران در اثر تغییرات ژنتیکیِ رخداده در نسل‌های گوناگون منتشر ساخت، مکتب‌ها و نگرش‌های گوناگونی در شاخه‌های مختلف علمی و فلسفی بر مبنای این نظریه شکل گرفته‌اند. یکی از این شاخه‌ها، گرایشی با نام «زیست‌شناسی اجتماعی» [Sociobiology] [...]]]></description>
		<link>http://shenaxt.com/article/5</link>
			</item>
	<item>
		<title>روشی برای حل مسئله‌ها</title>
		<description><![CDATA[یکی از روشهای معمول درستی‌سنجی در مبحث درستی‌سنجی رسمی نرم‌افزار [Formal Verification of Software] توجه به شرط‌هایی است که می‌بایست پیش، پس و هنگام اجرای تک تک اجزای برنامه و به طور کلی پیش، پس و هنگام اجرای خود برنامه نامتغیر [Invariable] باشند. بدین شکل که پس از هر مرحله نامتغیر ماندن آن‌ها را بررسی [...]]]></description>
		<link>http://shenaxt.com/article/30</link>
			</item>
	<item>
		<title>قرون وسطی</title>
		<description><![CDATA[در قرون وسطی افرادی به نام دین بر مردم حکومت می‌کردند. در قرون وسطی جایی برای بیان اندیشه‌های مخالف با جریان حاکم نبود. در قرون وسطی «خرد» در فلسفهً زندگی بخش بزرگی از مردم جای نداشت. می‌گویند هر ملتی قرون وسطای خود را دارد. می‌گویند هر ملتی خود باید قرون وسطایش را از سر بگذراند.]]></description>
		<link>http://shenaxt.com/blog/87</link>
			</item>
	<item>
		<title>آنچه مقصود است…</title>
		<description><![CDATA[به دوستی نوشته بودم که: «از آخرین دیدار، پاسخ‌ها کمتر شده‌اند و پرسش‌ها بیشتر و قراری نمانده است.» پاسخ فرستاده: «در آدمی عشقی و دردی و خارخاری و تقاضایی هست که اگر صد هزار عالم مُلک او شود که نیاساید و آرام نیابد. این خلق به تفصیل در هر پیشه‌ای و منصبی می‌کوشند و تحصیل [...]]]></description>
		<link>http://shenaxt.com/blog/83</link>
			</item>
</channel>
</rss>
